۱۳٩۱/۸/۱٤ :: ٤:٠٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : امیر سحابی
در باره نوشته اخیر آقای فرزین در وبلاگشون که در ادامه می اد...

وقتی این مطلب رو خوندم واقعا چند وقتی بود که یاد اون دوران بودم.ایشون درست می گن...

نسل امروز کاملا در بعد از انقلاب به دنیا اومدیم به مدرسه رفتتم،جامعه پذیر شدیم  و دوران جوانیمون رو در حالی سپری می کنیم که بسیاری از تبعیض ها رو با تمام وجودمون حس کردیم... بسیاری ار مفاهیمی که یاد گرفتیم در بزرگ سالی دیدم اصلا وجود نداشته . و وقتی به گذشته نگاه کردیم نسل خودمون رو تباه شده دیدیم .. نسلی که  نه با گذشته کار داره و نه با اینده ای که قراره بیاد .. نسلی که انتخاب هاش دست خودش نیست و همیشه مهر سکوت رو بر لبش داره .نسلی که نه انقلاب می کنه .. نه اصلاح .. نه زندس نه مرده .. نمی دونه اصلا زندگی می کنه یا نه ..فقط می دونه هست تو زمانی که دوران پایان همه ایدئولوژی هاست. ولی هنوز نفهمیدیم چرا به جای گفتن دوستی و محبت همیشه به ما یاد دادن کینه ای باشیم .. دیدگاهی که به ما یاد دادن این بود که دنیا یا سیاه است یا سفید خاکستری نیست، لیوان یا پر است یا خالی.. نیمه و این چیز ها را ندارد .....

ای کاش می شد نوشت ..ای کاش می شد گفت  . ای کاش می شد از نسلی نوشت که از هویتش هیج نمانده . ولی مثل همیشه در تاریخ زمانی اجازه گفتن خواهد بود که دیگر کار از کار گذشته باشد ..

تاریخ همیشه در حال تکرار است

inghafas.blogfa.com

آقای ناظم ساده تر از ملانصرالدین ما، تو میکروفون پرسید: کی می دونه پایتخت آمریکا کجاس؟ داد زدیم: واشنگتن!!!
گفت: یه مرگ بر آمریکایی بگین که تو واشنگتن بشنون!
ما هم یه دادی می کشیدیم که فتق و حلقوممون به لطف رب العالمین سالم موند.
آقای ناظم پرسید: کی می دونه حرم آقا امام حسین (ع) کجاس؟
ما داد کشیدیم: کربلا!
...
گفت: حالا یه صلوات بفرستین که آقا تو کربلا بشنون!
ما هم یه فریادی می کشیدیم
که این بار قالبمون در خطر تهی شدن قرار می گرفت.
گذشت اون روزا. خیلی طول کشید تا بفهمیم لس آنجلس تاریخ مجسم سینماس، نیویورک مخوفه و باحاله، لاس وگاس پرزرق و برقه، نیو اورلینز مهد موسیقیه و...یاد گرفتیم باید از اون همسایه هایی که ساعت هفت صبح فریاد نکرۀ بی فایدۀ ما بیدارشون می کرد ؛یا اذیتشون می کرد عذرخواهی کنیم. یاد گرفتیم به هر کس و ناکسی نگیم «برو بمیر! مرگ بر تو!»ولی هنوز کسی نمی دونه، آیا اونایی که تو واشنگتن و کربلا صدامونو شنیدن، فهمیدن کی هستیم؟ واشنگتنیا فهمیدن که تو دل این بچه های ده، یازده ساله هیچی نبوده؟چرا فکر نکردیم به جای این حرفا داد بزنیم: مرگ بر بی سواد و بی سوادی! مرگ بر عقب افتاده و عقب افتادگی! مرگ بر عقده و عقده ای! مرگ بر خونریزی! مرگ بر خشن و خشونت! مرگ بر اونی که بیخودی می گه «مرگ بر...»!ای مرگ بر اونی که به جای عشق و محبت و کنجکاوی یاد بچه ها دادن، «مرگ بر...» یادشون داد .


موضوع مطلب : آران وبیدکل / زندگی


نگاهی به وسعت کویر
یادداشت های شخصی من
درباره وبلاگ
امیر سحابی

من امیر سحابی ازشهرستان آران و بیدگل هستم. رشته ی تحصیلی من مدیریت بازرگانی و موسس انجمن دوستداران طبیعت دانشگاه پیام نور آران و بیدگل و از فعالین حوزه ی محیط زیستی منطقه می باشم . همچنین به دلیل علاقه من به طبیعت و میراث فرهنگی شغل من راهنما گردشگری کویر مرنجاب و کاشان می باشد . در این تار نما قصد دارم دیدگاه خودم را در مورد مسائل مختلف بیان کرده و از ذهن خودم جهان را نگاه کنم ...
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed